سه شنبه 17اردیبهشت92
سلام عزیزم. آرزو دارم که همیشه خوش باشی. جمعه دو هفته قبل یعنی 6 اردیبهشت با بابایی و شما رفتیم پارک ساعی. شب قبلش مهمون داشتیم. و من صبحش خیلی خسته بودم ولی به خاطر اینکه حوصله ات سر نره رفتیم پارک. هوا خیلی گرم بود و من هم خسته و هم گرسنه بودم. بماند که بازی کردن در پارک طول کشید و ما بی ناهار برگشتیم خونه. البته از غذاهای شب قبل مونده بود ولی من هوس کباب کرده بودم که خلاصه نشد. کلی تو پارک ب...








